امامزاده ی من

رفته بودم امازاده برای نماز جماعت(!)، بعد از تموم شدن نماز، فرد کناری (که بعدا متوجه شدیم مسئول خادمین آستان است) با لبخند گفت: نمیای اینجا خادم بشی؟ گفتم: جا خوردم........! چرا نمیام :) گفت: فلان روز و فلان ساعت، فلان جا!


Image result for ‫چهار انبیا قزوین‬‎


+ اینکه بری و بگی: من می خوام خادم بشم، خیلی فرق داره، با اینکه بیان و بگن: بیا خادم شو. مگه نه؟

++ شاعر بزرگوار می فرماید: چگونه نذر تو باشم، امامزاده ی من؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.