در شمال

مثل در دست گرفتن دفترچه ی خاطرات قدیمی می ماند!! دوباره... سه باره ... یا چهار باره، بعد از چندین ماه شروع به نوشتن کردم! یادم نیست آخرین باری که گفتم دیگر نمی نویسم چه شد بود! اما حالا با قلبی آکنده از دلتنگی برای آن من سابق و خوشی های سابقم! در فصلی جدید برای دل خودم خواهم نوشت! [نقطه] 

[ وبلاگش را می بوسد و در آغوش می کشد ] 


بعدا نوشتم: 

یه آرشیو خوبی داره این وبلاگ که خودم بسیار دوسش دارم[شبیه این خود شیفته ها]، اما نیاز به پاکسازی دارد! فکر کنم بهترین کار برای شروع پاکنویس کردن گذشته باشه! 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.