شهر کوچک کنگان،معضلات کلان شهرها را تجربه می کند

           کنگان شهری کوچک و مشکلاتی با حجم کلان شهرها !
بنظر می رسد:   که شهر کنگان در مقیاس سرانه جمعیتی و وسعیت محیطی وفیزیکی  در واحد نسبت میانگین استانداردهای موجود: درجهاتی از نظر:  آلودگی هوا ودفع زباله های صنعتی/گره ترافیکی در برخی از ساعات شبانه روز/ گرانی افسارگسیخته / وبرخی قضایای آسیب های اجتماعی ودر مقابل همه ی این ها و برخوردار از منابع چشمگیر تامین درآمد درسطح ملی / با برخی از کلان شهر های ایران برابری می کند .؟!
 چقدر انتظار طاقت فرساست گریزی نیست باید منتظر بمانیم و امیدوار باشیم ،گرچه زمان ازدست دادن سودی ندارد  نه به نفع جامعه ونه بسود شخص ماست، زیرا نتیجه غفلت از زمان و نادیده گرفتن فرصت ها  به از دست رفتن بسیاری از مزایا وامتیازات  شهرستانی با ظرفیت عظیمی بنام کنگان قلم خورده است.اما همچنین  که زمان به پیش می رود  و با هر گامی که به جلو  برمی داریم با موانع جدید مواجه می شویم. هرچه بیشتر چاره کار و راه حل  می جوئیم ، و هر چه افراد بیشتری را  امتحان می کنیم با احتمال شکست و عدم  موفقیت بیشتری   را حس ولمس می کنیم.  ممکن است در ابتدای راه با مشکلات مواجه بودیم  که اغلب از  وجود آن رنج می بردیم.  اما لحظات سخت تر ی را تجربه کردیم  که اراده ما را  هم تا حدی گسترده برای خواستن ،  تحت شعاع قرار داده است برای غلبه بر زخم ها  و بهبود اعتماد به نفس مان در حرکت رو به جلو  باید چه ابزاری  را می توان آزمایش کرد وبکارگرفت؟!
همانطور که شنیده اید سه محور  اساسی  مبنای توسعه هرجامعه است: آموزش  وپژوهش در تمام سطوح 2- بهداشت ودرمان  3-  سرانه ی درآمدافراد
 آنچه اغلب دراین راستا بعنوان بیلان کار و ادای مسولیت گفته می شود زیرگروه این مجموعه است وپایداری هرکدام  شمول شرایط حال حاضر و آینده...
بیائیم فرض کنیم که در هرکدام ازاین سه شاخص در نقطه ی زمانی هرفصل کاری از کجا شروع کرده ایم  کدام عدد آمار وارقام  ریر بنای کار مابوده ودر وضعیت فعلی کجای ماجرا هستیم و برای آینده این شهر صنعت زده چه  چشم اندازی ترسیم کرده ایم ....؟
 فرقی نمی کند که کی مسئول  بود وچه کسی مسئولیت را اکنون بعهده دارد و درقالبی فانتزی  چه کسی مسئولیت را درآینده بعهده خواهد داشت !
 آنچه مهم است اینکه دراین مسیر، کدام روش شناسی بر فضای توسعه ی شهر حاکم بوده و چه میزان روحیه توسعه گرا داشته ایم  و با چه مقدار شهامت خطا و نارسائی احتمالی را مسئولانه بپذیریم ... واین روند را فرهنگ غالب  دوسویه ی پرسش وپاسخ مسئول وشهروند مطالبه گر قرار داده ایم.
  گفته می شود : "که  فردی با قیافه آراسته ومرتب وعینکی گران قیمت در قطار درون شهری ایستاده بود، یک شهروند از او خواسته بود نامه ای برایش بخواند،  او گفت: من خواندن را نمی دانم، شهروند به او نگاهی کرد و گفت: تو این عینک  چند صد هزار تومانی رابر روی چشم گذاشته ی و نمی توانی بخوانی؟!   مخاطب عینک خودرا  از چشم برداشت وبرروی  چشم سوال کننده گذاشت  و به او گفت: حالا بخوان"! ...
به منظور دستیابی به موفقیت در زندگی مان و در نتیجه دستیابی به رشد خودمان، باید با ناامیدی و ناکامی هایمان در زندگی مقابله شویم و از هر نقطه ی که ناکامی و هر شکستی که پیش آمده درس و عبرت بگیریم.  هرحکیمی اشتباه می کند، وهر اشتباهی تا میزان زیادی قابل جبران است، مگر اصرار براشتباه؟!   که همواره نتیجه اش شکست است ودور شدن از موفقیت..
نمی دانم چگونه این احساس بمن دست داد ولی گویا چندسالی است صدای کلنگ زنی پروژه های بزرگ را مانند اوائل دهه ی گذشته تا نیمه ی اول آن نمی شنویم . ولی مطمئنم که که کلنگ ها زنگ نخورده اند وقیچی ها ی افتتاح  پروژه های  جلوبرنده زیر ساختی زنگ نخورده اند !  وشاید بودجه ها واعتباراتی در حد شعار و تیراژ رسانه ها  بسمت این شهرستان اطلاع رسانی می شود چندان جدی نیست و یا در عالم بی خبری برگشت می خورد واز آن اثری نیست ؟
 و با این اوصاف همراهی با تیشه ی فرهاد زبان حال ماست:  امشب صدای تیشه از بیستون نیامد* شاید به خواب شیرین فرهاد رفته باشد.
 سخن کوتاه:
نتیجه گیری با یک مثال : اما برای ما حرکت رو به جلو وکسب موفقیت  مستلزم آن است که پشتکار بخرج دهیم نمونه اینکه: در مورد ریشه نام کلن بوترول Clenbuterol قرص وشربتی که  استعمال پزشکی دارد و در بیشتر نقاط دنیا به منظور مداوای آسم و برونشیت استفاده میشود و از طرفی یک داروی نیروزای جدید و محبوب برای  تقویت ورزشکاران در مسابقات ورزشی به حساب می آید...نکته ی آموزنده وجود دارد:
معمولاً  درکنار نام داروی کلن عدد 4711  بچشم می خورد، که با بررسی آن متوجه می شویم که آن دارو در شهر  کلن  آلمان سال 1792  تولید شده است، و این عدد نشان دهنده این است که برای ساخت این دارو 4711 بار تلاش و آزمایش شده تا نتیجه ی دلخواه بدست آمده است ...
 این اراده  است که بر ضعف و ناتوانی، غلبه می کند و چالش های پیش روی انسان و مشکلات همیشگی  او را  حل می کند و او را قادر می سازد تا به اهداف و آرمان هایش برسد. ... بازهم تلاش باید کرد...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.