کبوتر بیان

بعد مدت ها لب تاب رو روشن کردم ..   همین که  اومدم توی پنلم ..بچه داداشم اومده خونمون صدا میزنه :عشقم کجایی:)))

گاهی با الفاظی مثل عشقم.. نفسم صدا میزنه ..البته اون موقع هایی که چیزی میخواد یا این که میخواد کاری براش انجام بدی:))

حالا  در حالی که نشسته روی پام پشت سر هم داره میپرسه  

عمه این چه رنگیه؟

عمه این چیه ؟

عمه چیکار میکنی؟؟

چرا این جا نشستی  

یه روز دیگه اومده بود  اینجا منم  اتفاقا دوباره  توی  وب بودم  یه حرف خیییلی جالبی زد ..

تو قسمت مدریت اون پایین یه کبوتر هست که مثلا داره پرواز میکنه  بالای صفحه هم  یدونه پر کبوتر هست..

حالا ایشون  تا دیده این رو میفرماد عه عمه این کبوتره بال زده بالش افتاده خونی شده و تازه برا کبوتره ناراحتم میشه:)))

 عکس  پروفایل  جناب دچار رو دیده میگه عه این سوسکه؟ میگم نه کفشدوزکه...:))

پروفایل جناب مترسک رو دیده میگه عه چرا این آقاهه معلوم نیس... میگم خب دوست داره:دی

خداییش تا حالا انقد به این دقت کرده بودین؟:))

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.