درجستجوی نماینده ی” شش دانگ “

  درجستجوی نماینده ی" شش دانگ  " 
   با وصف حال دیوژن، فیلسوف معروف یونانی مشهور (دیوجانس کلبی)... نوشتار آغاز می کنم:
زمانی  اسکندر مقدونی به دیدار دیوژن رفته بود؛ از او پرسید که آیا نیاز به چیزی داری؟ دیوژن در پاسخ گفت: «بلی، خواهش می ‌کنم از جلوی آفتاب من کنار برو. اسکندر به همراهانش که از خشم می خواستندبا دیوژن برخوردکنند، گفت‌: اگر اسکندر نبودم، دوست داشتم "دیوژن" باشم.
می گویند او روزروشن گردا گرد شهر می‌گشته و  "انسان "طلب می‌‌کرده‌ است. مولوی هم در بیت مشهور خویش   حال وهوای او را چنین توصیف نموده ‌است (منظور از «شیخ» در بیت زیر دیوژن است):دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر   ...،...  و انسانم آرزوست ؟و   در حال حاضر ترجیحاً برای پیدا کردن نماینده ی ششدانگ برای حوزه انتخابیه چاره ی جز تکرار این تجربه نداریم!
 اگرکاندیدائی  آرام  وموزون که مسلط ومعقولانه پاسخگوست و پس از اینکه  فکر کردحرف می زند و  منتظر می ماند تا شما هم فکر کنید،وسپس هردو با هم در خصوص موضوعی به فکرکردن پرداختید  و مجال مطالعه ی امر ی داشتید مطمنئاً  به یک نتیجه منطقی دست می یابید و اینگونه هردو  به گفتگوی دلچسب ورضایتبخشی دست یافته اید وآنگاه  هر دو خواهید گفت : آنچه می خواستم  پیدا کرده ام  .. اگر این اتفاق افتاد و این شخص را پیدا کردید، به ماهم نشان بدهید، زیرا این کیفیت گفتگو  نادر است؟! . ‏..‏
   ‏اما دلیل واقعی کاربرد"بندرت" دراینجا چیست ؟ ممکن است تاحدی با توضیح بعدی موافق باشید:  "شدت حساسیت" بویژه از قرن گذشته، هر کس   نشاطش را و چابکی را از دست داده ، پس از شنیدن ، کلمه "آلرژی" از زبان  پزشک برای او "حساسیت " بهانه ی خوبی بوده تا امور محوله را بشکل چندش آوری از شانه ی خود پائین بیاورد و گره ی را از سر خود بازکرده وبه سر دیگری ببندد. این عارضه ازمیزی کوچک تا میزی بزرگ قابل توسعه است بعضی به بیشتر پرسش ها حساسیت دارند و گاهی هم به راه حل ها حسادت می ورزند!  مخصوصاً  وقتی که سوال شود چند نفر  بینوا و آسیب پذیر  در حوزه ی کاری شما زیر خط فقر هستند؟ وبرایشان چه کاری صورت گرفته است؟ در این مرحله حساسیت برای پاسخ دهنده تا استرس درجه 6 قابل  ارتقاست!  واگر پرسش جدیدی با وی درمیان گذاشته شود که اشخاص غنی بالاتر از خط عقل فعال درمنظومه ی شما  چندنفرند؟ طبعاً پاسخ انکاری و احتکاری دریافت می کنید   وبه دو پرسش فوق تعداد علامات سوال رایج بیشمار  در میان شهروندان را اضافه کنید!!

تفریقی دیگر خارج از چهار عمل اصلی ریاضی!  وقتی از کنشگری اجتماعی پرسیده شود که  شما  در مورد یک جلسه لوکس با یک نماینده و یا یک مسئول  چه فکر میکنید ؟
  ترجیحاًپاسخ او اینگونه است: اگر  جواب های قانع کننده مثل پذیرائی نقد بود  واگر عدد راه حل ها برای یک مسئله  بتعداد میکروفون های روی میز بودو   اگر  کیفیت و کمیت  وشفافیت بررسی فراوان موارد موارد به  تعداد فنجان های روی میز  بود و اگر  چگالی عطر خوش بینی آکنده در سالن وزیر سقف محل نشست فقط به اندازه الودگی یک روز تابستانی بود  واگر  طول بحثهای مطرح شده و پاسخ های بلند به کوتاهی سوال وقطع ووصل شدن آن بود، واگر پذیرش نظرات و عملیاتی شدن آنها بتعداد خودکارهای بی زبان بکارگرفته شده در ثبت آنان بود این جلسه ونشست رویائی می شد وما گله ی برای گفتن نداشتیم و   علتی برای تشدید  گشتاور ذهنی نمی دیدیم که چرا  وقتی تلف شد و چرا فرصتی چهارساله از دست رفت ! .با احتساب خروجی آواخر جلسات گذشته ویا  آغاز جلسات حاضر ویا نشست های بعدی هنوز هم ما بر این باوریم که ارتقاء فرهنگ  گفگوی جدی و فراهم آوردن زمینه ی جدید گفتگو های سازنده، مفید و لذت بخش، یک وظیفه مقدس برای هر  مطالبه گر متعهد و مسئول پاسخگوست.  در گوشه ای از فرهنگ و فکر مان این روند نهادینه شده که شنیدن وگوش دادن دو مقوله ی متفاوت است   ...
   اما پس از همه این ماجرا ها  اکنون با گذشت  هرروز    یک گام به انتخابات مجلس شورای اسلامی  نزدیکتر میشویم ان شاء الله انتخاب  به تا خیرنمی افتد و لی تقریبا مطمئنم که بسیاری از انتظارات حوزه ی انتخابیه مان حتی  برخی امور ساده وپیش پا افتاده اش به تعویق می افتند.؟!

یکی از مهم ترین ویژگی های این انتخابات  پرشماری تعداد کاندیداهاخواهد بود و تراکم حضور چهره های قدیمی در کنار نیروهای جدیداست که به دو عامل مرتبط است:

1 - ماهیت متناسب قانون انتخابات ، که اجازه می دهد گروه ها وافراد متنوع   از روندپیش فرض "سنگ مفت وگنجشک هم مفت" نهایت  استفاده ببرند
2 - تصور عمومی در میان نخبگان که اگر نمایندگی مجلس به این سادگی است چرا  ما  نه ؟  ..
البته این  دو مزیت مثبت نباید مردم را به جستجو برای آنچه دراین جریان مد نظر دارند با کمبود وقت یا احیاناً انتخاب سخت روبرو کند . از یکسواگر بیشتر نیروهای طبقه سیاسی  مورد بحث بفکرطراحی یک برنامه ی کارشناسی شده باشند   واز سوی دیگر روحیه ی خلاقیت پذیری  تازه واردان به عرصه انتخابات، به سهم خود، مبارزه ی پرورونق انتخاباتی با چرخه سالم فعالیت سازنده و کارآمدی ترکیب کند این مهم به دستیابی و اجماع بر گزینه ی مناسب کمک خواهد کرد آنهم با نرخ تصاعد ی اش..
 
همه ی این عزیزان متفق القول با حقوق مردم هستند و همه علیه فساد وعدم مسئولیت پذیری و فقدان شفافیت و علیه   بیکاری، حل مسأله مسکن و اشتغال برای جوانان و جلوگیری از و آسیب های جامعه  و  مرتفع ساختن مشکلات مربوط به مسائل  آلاینده های زیست محیطی بهداشت ودرمان وسرمایه گذاری دفتر چه یاداشت دارند..اما کدام یک از این جمع شیوه ی متیقن و متدی ملموس در رمز گشائی از عناوین مذکور را دارد. بحث مورد نیاز اینجاست؟
 همه ی آنها خودرا منسوب به مردم وبرآمده از متن توده  و طعم محرومیت وفقرچشیده می دانند
درد ورنج ها  معضلات مردم این خطه غالباً در فراوانی تعدد و تنوع شبیه به همندلاجرم برنامه های نامزدها  وتا حدی شعارها ونوع گفتمان شان مشابه هم هستند  و اغلب کاندیداها  موضوع استفاده از  موضوع انتخابات و رقابت های  آن برای  سوار شدن برموج احساسات شریف شهروندان یک فرصت بی بدیل می دانند ومدعی برنامه هستند..
برنامه لوگوی انتخاباتی نیست! بلکه واقعیتی است که توسط علم سیاست برسمیت شناخته شده است، این برنامه مجموعه ای از خواسته های عام و غیرشخصی است که مردم به آن اعتقاد دارند و می خواهند بدون به خطر انداختن ارزش ها و منافع عالی خود وکلان کشورشان  به آن دست یابند، که  ارزش های مورد نظرشان  را تقویت می کند و زندگی شان را برای بهتر شدن به سمت رفاه  پیش می برد. این برنامه مبانی حسابگرانه داشته ومنابع معنوی ،فکری ومادی دارد و دارای سازکار، بدیل هاوچشم اندازی روشن است.ظرفیت ها شناخته شده و قابلیت ها آماده بالفعل شدن است...
در اینجا بحث موردی این است. ناتوانی در ایجاد یک برنامه  ی همه جانبه نشان دهنده سطحی بودن مفاهیم بکاربرده شده  در میان نیروهایی است که می خواهند نظر خاص و عام  و حتی قانون  را تا وقت انتخاب بنفع خود تغییر دهند. علاوه بر این، سکوت  وخروج  از مسائل اصلی  یا از دست دادن موقعیت ها  بعلت نداشتن استراتژی  و تناقض آشکار  و عدم  وضوح امور را  از سوی خود موجه جلوه دهند . این نکات نمونه ای از  سوالات فراوان اساسی است که در مجموعه جدیدی از سخنرانی ها ومصاحبه ها ی انتخاباتی  پیدا می کنیم..
دستاوردهای منطقه از رها ورد مجلس چه باید باشد؟
  تنها دریک بخش ؛ هر ناظر امور سیاسی منصف در منطقه می تواند با آنالیز ،اتفاقات ریز ودرشت تا تغییرات عمده اوضاع وشرایط محیطی واجتماعی  و مفاصل مدیریتی میانی تا شهرستانی  این رویه را لمس کند   که  بویژه  در دوره   اخیر با  افت در رشد منابع انسانی شاهد کم ترین توجه به ارتقا مدیریت بومی بویژه در صنایع گاز وپتروشیمی بوده ایم بطوریکه وزن تجمع مطالبات و یا حجم  فکری به نمایندگی از نقش باشگاه رقیب بسمت خواهش والتماس در جذب کارکنان ساده و حتی کارگری رانده شده وحتی دراین محدود نیز ناموفق بوده وپسرفت داشته ایم !
  هیجان زدگی  برای قرار گرفتن در لیست دولتی یا لیست گروههای سیاسی با  محتوای غیر واقعی، بدون در نظر گرفتن افکار عمومی منجربه  گسترش غفلت ورزی ها  و  ترسیم مرکز زدگی ودر نهایت  چشم داشتن به لینک  به به وچهچه تربیون های دولتی و شرکتی  شده است.
این فرم انتخاب شدن وانتخاب کردن  موجب بروز نتیجه ی  از اقدامات و تصمیمات ابتر با چشم پوشی از حقوق شهروندان بومی ودر بسیاری از مراحل ضایع شدن آن در بهره گیری از سرریز منافع  اقتصادی پارس جنوبی ومرزنشینی گردیده است... 
اگر  وکیل مردم هژمونی  قدرت خود را صرفاً در  سازماندهی رسانه ای و محدود کردن در به اشتراک گذاشتن فعالیتهای خود در میان افکار عمومی ببیند ، برای ترویج فضای مشارکت عمومی در حل مسائل  روزمره با تنگنا روبرو می شود ضمن اینکه در صحن مجلس وکریدورهای ساختمان ها دولتی نیز راه بجائی نخواهد برد.
   قدرت واقعی نماینده  زمانی آ شکار میشود که از سازکار های قانونی در اختیارخود بنحو موثری در جلب نظر دولت بسوی مردم منطقه استفاده ببرد.
  غرق سازی ذهنیت  شهروندان بصورتی غیر مسطح، و گاهی تقاطعی برای انتخابات برپایه ی بخشی کردن کانون توجهات چیزی جز تبعیض نیست  بمفهوم دیگر نماینده  برای مبارزه با بی عدالتی خود موجب تشدید آن شده است!
 از طرفی تحمیل هژمونی  قدرت با کمک برخی  رسانه ها وتربیونهای دولتی  بمنظور اعمال محدودیت  و  ممانعت از تحلیل صحیح صادقانه و  گردش فکر  همان  بی اثر کردن نقش  دوره ا ی نخبگان است  که برای انحصار گزینش  در فضای  عمومی  و همان نگرانی فراگیر در راهروهای قدرت  انتخابات کاربردی صوری دارد.
 همچنین در تنوع جغرافیای انسانی ومطابقت  با فهرست برجسته ترین مطالبات شرایط قانع کننده ی را  شکیل نداده است که این  خود منجر به تغییر واقعیت و در قالب  انحلال مطالبات یک بحران حقوقی وحتی علمی بدنبال داشته است  و به عنوان ضعفی توجیه ناپذیر شناخته می شود 
 انتخابات یک  کانال گسترده ورودی واقعی برای کار   در کارگاه  انتقال داده  ها و بهبود تجربیات بمنظور رفاه  حال عموم است  نه کانون قدرت طلبی وتوسعه ی ثروت افزائی... .
 نتیجه گیری:  اگر گروه های اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی،اقتصادی  با نگرانی های جامعه، درد و رنج طبقات مختلف مردم از طریق کار عرضی آشنا باشند و  متعهد به بازگرداندن  نقش فعال آحاد رای  دهندگا ن نه تنها درپای صندوق رای بلکه در دوره چهارساله با همان ارزش روز رای گیری واقف باشند و توانائی پاسخگو کردن  عضو مجلس داشته باشند و تعاملی مورد وثوق و تفاهمی مطمئن ایجاد شود و او  مشتاق برای تامین منافع عمومی از طریق اصلاح و نظارت بر عملکرد و شیوه های  خدمت رسانی دولت و پاسخگویی باشد و این رویه را فعال کند.  آنوقت به  بهبود امور   اجتماعی، اقتصادی، انسانی،  بیش از پیش می توان در این حوزه  امیدوار بود و برای پیدا کردن بهترین گزینه  چندان نگران نبود وبه زحمت نیفتاد. 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.