زنگ تفریح شهروند کنگانی “زنگ ” خورده است؟

          درآستانه ی عید نوروز؛  آیا زنگ  تفریح شهروند کنگانی "زنگ " خورده است؟
              اهمیت اماكن  عمومی وجذابیت های اجتماعی
  آیا اماکن عمومی ورفاهی  درشهر مان می تواند همه  مخاطبان وکاربران اجتماعی را پذیرا باشد ومُهر رضایت بر زبان آنها بنشاند.
برای بهره گیری گروههای سنی ، علائق مختلف و  تنوع سلائق اجتماعی معمولاً باید فضای تفرج و گردشگری همراه با معرفی ریر ساخت  های فرهنگی، محیطی،نیازمندیهای متعارف روز ،فعالیت های مفرح اجتماعی متناسب با  خواستگاه تاریخی وزمینه های جغرافیائی  هر شهر می تواند مناظری را پرمخاطب کرده و کاربران فراوانی را در هر شهر کوچک وبزرگ بسمت خود فرا بخواند.
دراینجا این پرسش مطرح است که  بمنظور ارتقاء سرانه ی اعتباری و فضای اختصاصی مورد بحث در شهر کنگان با جمغیتی حدوداً ، ثابت 60000 هزارنفر و متغیر تا بیش 100 هزار نفر  برای جوامع هدف  چه تدابیری اندیشیده ایم ؟ و چگونه نگاه تعدد فرهنگی که عقبات زیادی را پوشش می دهد ودر قبال  این روند که  اخیراً  تبعات زیادی از خود بجای می گذارد  چگونه مدیریتی را درنظر داشته ایم ؟  و یا برای گروههائی  مانند : کودک، نوجوان، جوا ن ، میانسال و سالمندان (سالم واحیاناً معلول جسمی)و... در ابعاد مختلف خانوادگی  وغیره چگونه محیط وفضائی مفید وسازنده به دور از حواشی احتمالی ایجاد کرده ایم ؟
در این ابعاد : شهر یعنی پاسخگوی نیازمندی ها و مرتفع ساختن لزومات وضرورت های  اولیه روزمره افرادساکن و مسافر  همزمان با فصول محتلف سال در حداقل زمان ممکن قابل انعطاف.
که درآن هویت  این شهر ، بافت فرهنگی واجتماعی  آن محترم نگه داشته شده بطوریکه این موضوعات قربانی صرف وقت گذرانی و تفریحی گذرا نشود و سبد خدمات وفهرست سرویس دهی بنحوی باشد  که با لحاظ تجانس اجتماعی خود سنخیت غیر متجانس را دفع کند و یا حداقل پذیرنده نباشد در توضیح این نکته باید گفت : اجزاء مختلف شهر در ابعاد مدیریتی  طبایع وانسجام سابق خود را برای معرفی شهری برخوردار در محدوده مذکور تحت تاثیر ورود های مخرب قرار ندهد .
 نظریه ی کارشناسی امروزی می گوید: "هنگامی مکان های عمومی تفریحی موفق جلوه خواهند کرد که فرصت های مشارکت را با مناظر جذاب درفعالیت های آن جامعه افزایش  دهد .
 آنچه که ممکن است دراین عرصه مورد توجه باشد شامل :   مکان های باز که به پرورش توسعه زندگی اجتماعی کمک کرده و  انزوای اجتماعی را پایان می دهد، در زمینه های مانند پارک ها، بوستان ها، میادین ، بازار، بازارچه، مکان های طبیعی، سواحل وکار دریا ، اسکله وموج شکن ها -  مردم از گروه های مختلف به آنجا آمده و با حمایت وپشتیانی مورد انتظار در خدمات برای استفاده از فضای پرنشاط  به آنجا سر می زنند و  این ارزش های اجتماعی مثبت  و سازنده  مشترک است که انگیزه وجذابیت ها را بسمتی فرح بخش و سالم سوق
می دهد.برهمین پایه بسیاری از طراحان این حوزه براین باورند که اماکن عمومی مشترک ویا اختصاصی براساس فرایند  خدمات رسانی بخودی خود نقشی فزاینده وبزرگ درعرضه ی گفتمان غالب فرهنگی واجتماعی برای عموم ایفا می کنند وسطح نگاه کاربران را درارزیابی نهائی تعیین می نمایند واگر از این ویژگی برخوردار نباشند خود بخوداز دور ارزش گذاری حذف می شوندوچه بسا سوء اثر  مدیدی  را در رفتارها وگفتار هاتحت تاثیر این چرخه  از خود بجای بگذارند.
در این شرایط است که  این میادین ، خیابانها وپارک ها و تفرج گاههای مشترك  نقش  مهمی در تكوین فرهنگ عمومی فردی وتوسعه ی  تفكر  در مسئولیت  گروهی  را بعهده دارند به اضافه اینکه  تردیدی نیست که از این رهگذر  وقتی می توان به درآمد زائی آن اماكن وفراهم کردن انرژی مثبت که منعكس کننده برنامه ریزی  صحیح دست اندر کاران باشد، خوشبین بود.
شاید برخی  به نوعی  از اماکن رفاهی وتفریحی  موجود کاملاً راضی باشند و کلاه خود را به آسمان بیاندازند   و شاید این حرف را باورنکنند ،اگر بخواهیم تفاوت گردش زمانه را درنظر نگیریم  وبه جغرافیای تاریخی خود برگردیم ، چنانچه  تنها به همان سواحل بکر وکنار های طبیعی سابق و چشم اندازهای دامنه ی کوه دست نزده بودیم  درواقع با همان وضعیت موجود می توانسیم محیطی سالمتر ، زیباتر وحتی دلپذیرتر از سازه های مصنوعی دلگیر داشته باشیم که هرچند یکبار  در فصل ندامت مانند تخریب  نماد (قوری ) درپارک ناخدا  وغیره  ... در ساحل  ودورتر از آن به دوباره کاری پناه ببریم و جایگاه های بساریم که نتواند درهمه ی مراحل دوره ی  دربرگیرنده رضایت همه ی اطیاف جامعه باشد و غالباً مكان مناسب نیازمندیها روزمره را نتوانیم بسرعت معرفی کنیم.چون ممکن است تا روز بعد به بهانه ی تغییر اورژانسی، ویران شده باشد یا در حال بهسازی و مرمت ویا بعلت خطر آفرینی مانند چرخ فلک بزرگ درپارک خلیج فارس در قفل وزنجیر گرفتار باشد؟
 خلاصه اینکه تا بحال  همواره با دو معیار چالش برانگیز در معماری موجود مراکزتفریحی روبرو هستیم: 1) کمیت ناکفی،  كیفیت پائین ایجاد مكان مشترک که گروههای متعددرا جذب کند، هچنانکه فراموش کردیم اولین گام  در عبور ازاین چالش ایجاد نقاط مشترک و غیر مشترک مورد نیاز برای همه ی گروهها  واقدام در خلق فضائیست  که اغلب افراد را جذب کند  2 ) ضرورت عدم  غفلت از عدالت  در ایجاد اینگونه اماكن فعال برای نقاط مختلف شهر، كما اینکه برای مثال مراكز تفریحی وپارکها ی توزیعی برای کودکان یا سالمندان قالبی متوازن وموثر درسطح شهر وکنار ساحل نداشته است. درنهایت لازم  است یادآوری نمائیم : که در هرصورت "خود تکانی" مقدمه خانه تکانی وشهر تکانی است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.