همه‌ی نوشته‌های آرتین

گذشت…باهمه خوبیا و بدیاش

امروزم گذشت با همه خوبیا و بدیاش

با رفقا رفتیم گردش.کلی اب بازی کردیمو یکم هم والیبال

خلو چل بازیامونم ک همیشه براس

ولی امروز عوض بقیه روزا زیاد بهم خوش نگذشت نمیدونم چرا شاید چون ارام نیومد شایدم...نمیدونم

با این ک با بچه های اکیپمون صمیمیم ولی احساس میکردم امروز تو اون جمع غریبم

هرکی یه جفتی داشت مثلا سارا و ریحانخ .فاطمه و مهدیس.زهرا و الهام ولی من...

بقیه کلی زدنو رقصیدن منم ک همیشه پایه این مسخره بازیا بودم ولی امروز نشستم یه گوشه تنها هیچکسم نگفت ک مهسا زندس یا مرده

یکی دیگه از بچه ها ک تو اکیپمون نیس و من باهاش خیلی راحتم نمیدونم چرا...چند ماهیم بیشتر نیس ک باهاش دوست شدم ولی بعضی از راز هامو ک بهش میگم نمیتونم ب مهدیس بگم

وقتیم ک میرم طرفش و بعدش میرم پیش اکیپ اونا میگن برو پیش همون ملودی جونت.چند بار گفتم ک این بچه بازیا چیه؟نمیدونم چرا باهاش میونه خوبی ندارن

امروز وقتی همه رفتم تو اب و من تنها نشسته بودم ملودی بود ک صدام زد وگف برم پیشش و باهم رفتیم تو اب

بچه های اکیپ ک اینقد ادعای معرفتشون میشد انگار ن انگار داشتن واس خودشون حال میکردن

بهشون میگم شما ک به من محل نمیدین پس وقتیم ک من میرم پیش ملودی ناراحت نشین ولی بازم حرفه خودشونو میزنن

واقعا چرا اینجورین؟

*******

امروز بهترین قسمت اون گردش وقعی بود ک بارون بارید

اولش اروم ولی بعدش اینقد شدید شد ک در عرض چند ثانیه خیس شدم اونقدری ک اب ازم چکه میکرد

چقد دوس داشتم زیر بارون قدم بزنم ولی پدر گرام و مادر گرام اومدن دنبالم....

هنوزم داره بارون میباره و صدای رعدوبرق میاد

عاشق صدای رعدو برقم بر عکس بیشتر دخترا ی لوس ک از رعدو برق میترسن

این عکسم یهویی زیر بارون گرفتم

پ.ن:نمیدونم چرا اینوری اپلود شد O_o کیفیتشم زیاد خوب نیس حالا شما به بزرگی خودتون ببخشید :)

فرهاد-هاشم-شهرزاد

عکس و تصویر دیالوگ زیبا و ماندگار سریال شهرزاد: هاشم(مهدی سلطانی):همیشه یچیزی از وجود معشوق تو قلب عاشق ...


دیالوگ زیبا و ماندگار سریال شهرزاد:

هاشم(مهدی سلطانی):همیشه یچیزی از وجود معشوق تو قلب عاشق ته نشین میشه...
برا همیشه...
حتی اگه همدیگرو ترک کنن....
اما...
این فقط یه طرف سکه‌ست پسرم...
فرهاد(مصطفی زمانی):اونطرف سکه؟
هاشم:اینکه اگه دنیات به اندازه یه نفر کوچیک بشه؛
یا اون یه نفر اندازه خدا واست بزرگ بشه؛
اگه یه روزی ترکت کنه و بره...
اونوقع دین و دنیاتو با هم میبازی...

مهسا اومد پستم داریم :)


سلام سلام سلام

 

احوال شما؟؟؟؟

 

حال من ک خیلیییییییی خوبه

 

امتحاناهم ک همچنان خر هستند

 

چخبرااااااا؟

 

راستیییییییییی چرا همه تون پست خداحافظی گذاشتین

 

من اومدم بعضیا رفتن :(

 

خیلی نامردین

 

ببخشید ک این دوسه روزه نبودم و ب پستاتون کام ندادم ایشالا جبران میکنم

 

امروزم خیلی روزه خوبی بود خیلی خوش گذشت

 

دوستون دارم بوس بوس...

 

kojaiiid dayosa :ツツツツ

 

 

 

 

 

شیر طالبی :|

امروز طبق معمول حوصله م سریده بود حس درس خوندنم نبود یاد حرف مامانم افتادم ک گفت عصر شیر طالبی درست کن بخور

 

منم رفتم تو اشپزخونه در یخچال رو باز کردم ک شیر رو بردارم دیدم عه طالبی اماده و بدون پوست هس فقط باید باشیر قاطیش کنم

 

دنبال شیر میگشتم ک متاسفانه پیداش نکردمهمینطور ک در جست و جو بودم توی ظرف سر بسته طبقه اخر دیدمش

 

اوردم بیرون گزاشتم روی میز طالبی ها رو هم اوردم شیر ها یه حالتی بودن خیلی غلیظ بودن توجه نکردم و طالبی هارو خالی کردم داخل

 

شیر ها و شروع کردم به هم زدن تست نکردم ولی احساس کردم یه چیزی کم دارن اهاااااااااااااااا یافتم.نصف لیوان هم شکر ریختم و باز هم

 

هم زدم ای بابا چرا اینقد غلیظههههههه؟

 

 

یه لیوان گنده و البته سر پر ریختم واسه خودم و خیلی هم تشنه م بود همه رو لاجرعه سر کشیده...

 

اوووووووووووووووووووووووق این دیگه چی بوددددددددددددد؟؟؟

 

هم ترش بود هم شیرین -_-

 

بعله بنده ماست ترش رو به جای شیر با طالبی ها قاطی کرده بودم از همه بد تر با یه عالمه شیکر ووییی

 

همون موقع تلفن زنگ زد و منم پارچ رو گزاشتم تو یخچال و رفتم تافن جواب بدم بعد از اون هم رفتم فیلم ببینم

 

چندی بعد خواهر گرام از دانشگاه اومد هوا همممممم گرم رفت سر یخچال هععععع چشتون روز بد نبینه اونم یه لیوان پر ازشون خورد

 

قیافش بدجور رفت توهم ابجیم:مهسااااااااااااااااااااا اینا چیهههههههههههههه؟

 

من:بخدا خودمم قربانییم حواسم نبود اشتباهی بجا شیر ماست ریختم :(

 

اینو ک شنید زد زیر خنده و گفت تو حتما اینده خوبی در پیش داری

 

و زرتی همه رو ریخ بیرون :)

خدارو شکر مامانم نبودش

 

 

 

خونه خوبه خونه ، مامانم اُمیده

خونه خوبه بوی ، مامانمو میده

خرداد اومد بازم…

خرداد اومد بازم چشامون به تابستونه

میخوایم چشامون زیر آفتاب خواب بمونه
 

روزای خوب منتظرن مهم نیستش معدلم 

خستم از کار زیاد خوشحالم ولی تیر داره میاد

 

فس شدیم تازگیا جمع کنیم بریم با بار زیاد

 

دوستات تو چتیپامونن کوکتلو یخ رفیقامونن

 

هر شب با یکی داغونم بامونن اکیپامونن

همه پخش و پلان


 

باز امسال چه سالیه

ثانیه به ثانیه یه حالیه داستانیه
 

انقد تند نرو وایسا دیگه

حریف ما فردا نمیشه

 

انقدر امروز داره خوش میگذره




اووووف…


اوفففففففففففففف

 

هیچ پستی ندارم ک بزارم :(

 

اه اصن امروز خیلی روز بدی بود قشنگ بعده امتحان شوکوفه زدن به حالم ...

 

ای خدا کی بشه ک تیر از راه برسههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه؟؟؟؟؟؟

کی بشه تابستون شهههههههههههههههههههههههههههههه؟

 

کی بشه فاینال زبان نمره 100 بگیرم؟

 

کی بشه این روزای مزخرف تموم شهههههههههههه؟اه

 

الان قشنگ منتظرم یکی پیداشه کل حرصمو سرش خالی کنم

 

دلم یه دعوای جانانه میخواد بزن بزننننننننننننننننننننن....

 

ولی حیف...

 

خدایا برسون 12 خرداد رو امیییییییییییییییییییییین...

 

پ.ن: لدفا یه اهنگ قشنگ معرفی کنید.ترجیحا شاد باشه....رپ هم میپسندیم...