بسم الله الرحمن الرحیم


وَالضُّحَى ؛ که انتخاب سخت ترین کارِ دنیاست ، وَاللَّیْلِ إِذَا سَجَى ؛ نه اینکه ندانم چه چیز را انتخاب کنم، نه اینکه مطمئن نباشم کدام راه درست است، نه، مساله خودِ انتخاب است که سخت ترین کارِ دنیاست ، مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَى ؛ بین دو راه مانده ای که کدام را انتخاب کنی، یک نفر برادری اش را ثابت کرده، یکی دیگر نه، ولی هم این مهم است و هم آن و تو واماده میان این دو ... ، وَلَلْآخِرَةُ خَیْرٌ لَّکَ مِنَ الْأُولَى ؛ چه کنم؟ کدام یک؟ وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَى ؛ چه زمانی؟ کِی؟ دیر یا زود؟ منِ انسانِ عجول چقدر صبر کنم؟ أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیمًا فَآوَى؟ وَوَجَدَکَ ضَالًّا فَهَدَى؟ وَوَجَدَکَ عَائِلًا فَأَغْنَى؟ هر کدام حجت میاورند، هر کدام در هر مقطعی کاری کرده اند که باید، جایی بوده اند که باید، یکی اندازه ی خدایی خود و دیگری اندازه ی بندگیِ خودش ... تو چه کردی؟ قرار است چه بکنی؟ فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلَا تَقْهَرْ ؛ وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ ؛ وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ ؛ چه کسی یتیم تر از توی آخرالزمانیِ ایمان به پوست پاره آورده؟ چه کسی سائل تر از توی امام زمان ندیده ی اضطرارنافهم؟ هان ؟ چه کسی یتیم تر از تو برای رفتن پیشِ خدایت؟ بگو، به خاطر بیاور، نعمت های پروردگارت را بشمار، ببین :


أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ؟ کداممان بودیم؟ ما یا حرف مردم؟ وَوَضَعْنَا عَنکَ وِزْرَکَ ؛ ما تو را درک کردیم یا مردم؟ الَّذِی أَنقَضَ ظَهْرَکَ ؛ داشتی لِه میشدی بیچاره، شکسته بودی، تمام شده بودی، نابود شده بودی، پیش همین مردمی که میگویی بی آبرو و اعتبار شده بودی ، وَرَفَعْنَا لَکَ ذِکْرَکَ ؛ آبرودارت کردیم، حرفت را بلند مرتبه کردیم، نگاهت را با جذبه کردیم، بینِ همین مردمِ بی عزت عزتت دادیم ، فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا ؛ إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا ؛ منِ ربِّ کن فیکون دارم قسم میخورم، مردم نیستند، منم، ببین، من منم که میگویم با هر سختی آسانی ست از من میشنوی نه مردم ، فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ ؛ وَإِلَى رَبِّکَ فَارْغَبْ ؛ یعنی که فارغ میشوی از این غم، یعنی که مشتاق میشوی به عبادتِ من، یعنی که بنده میشوی، پس بکوش، بکوش و عبادت کن، بکوش و صبوری کن، بکوش و چشم بر حرفِ مردم ببند، بکوش و زندگی کن، که من هستم.


+ معنایِ سوره ی ضحی و انشراح را بخوانید.

+ این دو سوره به یکباره بر قلب پیامبر گرامی اسلام نازل شده اند، و هر زمان که قرائت میشوند باید با هم و پشتِ سرِ هم خوانده شوند حتی در نمازِ واجب.

+ حرفِ خدا.

۵۸۰اُمین

گفت: پری .. دستتو بند کن به پلکهام .. نزار از چشمم بیفتی ..

گلویم را چنگ زدم ..

- چی میگی تو؟ دستم بند این پارچه ده سانتیه و دیگه سرزمینم نیستی .. دستمو بند کنم به پلک یک سانتی ات که زودتر بری؟ که با فرناز ازدواج کنی؟ بهش چی میگی؟ چی صداش میکنی؟ بهش میگی پنج حرفی؟ ..

ادامه مطلب

شیرین

کولر ماشین را بسته به اینکه چه کسی کنار دستم نشسته باشد ممکن است روشن کنم. امروز یکی از "روشن کردن کولر مطلقا ممنوع" ها توی ماشین نشسته بود. به خودش هم این را گفتم. گفت مثلا اگر چه جوری باشم روشن می کنی؟ گفتم فقط کافیست کمی شیرین باشی.


۵۷۹اُمین

میدانی مشکلمان از کجا شروع شد؟ .. از آنجایی که با صورت اصلاح نکرده و ابروهای پیوندی نشستیم در خانه و کتابهای تست را سیاه کردیم تا مایه افتخار خانواده مان شویم .. تا در خیابان متلک بشنویم و کاری از دستمان برنیاید چون برای یک دختر زشت است اگر قبل از ازدواج یا حداقل زمان دانشگاه رفتن دست به صورتش ببرد .. این شد که دخترخاله مان به خانه بخت رفت .. دختر دایی مان به خانه بخت رفت .. دخترعمه مان به خانه بخت رفت .. و دخترعمو نداشتیم وگرنه او هم حتما به خانه بخت میرفت .. رفتیم دانشگاه سراسری، روی صندلی هایش نشستیم .. با صورتی تمیز و ابروهایی که با نارضایتی مادر تمیز شده بودند .. اشکالمان این بود که مادرها و پدرهایشان در بچگی نگفتند "پسر! اگر بزرگ شدی، زیبایی را ملاک اصلی ات قرار نده که آمار استفاده از لوازم آرایش برای جلب رضایت تو بالا رود فقط بخاطر اینکه هر دختری در زندگی اش به تکیه گاه نیاز دارد! به یک مرد واقعی" .. نگفتند "پسر! زندگی فقط ارضای جسم نیست" .. نگفتند "پسر! زن احساساتی خرکی دارد که یکدفعه دیدی زد به سرش و برای به دست آوردنت کارهایی کرد" .. نگفتند "پسر! آن حجاب لامذهب فقط برای گیسهای زن نیست .. چشمهایت را بپوشان" .. اشکالمان از اول این بود که همه جا گفتند حجاب زنها کامل باشد .. دبیر دینی در دهانمان زد و گفت مشکل جامعه از زنان است .. هیچکس نگفت که مردها زیبایی را دوست دارند در جامعه ببیند .. هیچکس نگفت که مردها دوست دارند همه را داشته باشند و خودش متعلق به هیچکس نباشد .. هیچکس توضیح نداد که چرا مرد هر کاری کند بخاطر غریزه اش است و اشکالی ندارد و روی چشم مادرش جا دارد و دختر اگر روسری اش عقب برود دیگر پاک نیست و رسوای عالمش کنند .. هیچکس به آنها نگفت که آدم بد بودن ربطی به جنسیت ندارد که حالا بعضیها در وبلاگها و حرفهایشان از زن بعنوان "شیطان" یاد می کنند .. دهان ها را آب بکشیم، با خود مرور کنیم که وقتی می گوییم "زن" چه آدمهایی را تحت پوشش قرار می دهد این کلمه .. مادر .. خواهر .. همسر .. ناموسی که برایش جان دادند .. قبل از اینکه چشمها را بسته و دهان را باز کنیم، کمی با خودمان مرور کنیم که درصد مشکلات چندچند است .. که دیگر زیرپستهایی که تحت عنوان "مادگی" است ننویسیم "آره راست میگی .. خدا لعنتشون کنه" .. قبل از اینکه انگشتهای خورد شده را بالا بیاوریم، تایپ کنیم، تایید کنیم و فاضلاب دهان را باز .. بفهمیم چند درصد این جماعت زن، خطاکار است؟ .. حتی اگر برفرض فکرهای خراب، 99 درصد هم بد باشند .. بخاطر آن یک درصد .. بخاطر حرمت مادری، حرمت همسری، حرمت بزرگ شدنمان و پیر شدنشان .. دهانمان را جوری باز نکنیم که بوی گندش آنقدر زیاد باشد که چشممان را هم ببندیم .. 
باور کنید مادرانمان تمام زندگی شان را به پای ما نریخته اند که این زمان فرا برسد که بتوانیم چهار کلمه تایپ کنیم و خود را مبرا از هر گناه و زنانی از جنس مادرانمان را "شیطان" بنامیم ..
جماعت خطاکار باید اصلاح شود ولی نه به دست من! نه به دست تو با آن الفاظ توهین آمیزت .. نه با باتوم و ماشینهای گشت .. نه با پرت کردن دخترها در ون .. نه با دستگیری عروس در شب عروسی اش ..
دنیا، سیاه نیست .. دنیای ما خاکستری ست که بخاطر قسمت سیاهش، تمام سفیدها را متهم به تیرگی می کنند ..
#خانوم_سه_حرفی


پ.ن: بعضی پستها در بعضی وبلاگها که آدم را کفری می کند به کنار .. اینکه خود را پاک عالم بدانی، آدم را دیوانه می کند ..

سرگرمی و تفریحی ، دانلود موزیک و فیلم