چرا رمان کلاسیک نخوانیم :|

بیست و دو سالمون شد و یکی رو هم پیدا نکردیم واس خاطر خودمون بهمون ابراز علاقه کنه بریم باهاش خوشبخت شیم!!


+از مضرات خوندن رمان های کلاسیکی همچون غرور و تعصب وقتی مورد خواستگاری یک نفر واقع می شوم که نه تنها هیچ شباهتی به آقای دارسی-از نظر فاکتور های مرد بودن و کوه بودن و خفن بودن- یا آقای بینگلی-از نظر عاشق بودن- ندارد حتی محض رضای خدا به اندازه آقای کالینز جرات ندارد پای خواستگاری اش بایستد، بعد از نیم مین از فرط خجلت زدگی کلا منکر قضیه می شود و فرار می کند! :|


+از همه جا بدترش این است که قبلا توی دلت بی هیچ قصد و غرضی توی دلت طرف را تحسین کرده باشی که چقدر آدم جالبی است. :|


+از فرط عصبانیت لحنم رسمی شد، اولش آمده بودم برایتان به شکل طنز شرح بدهم که طرف را از کجا میشناختم و قضیه چطور شد و بعد چطور کلا بازی برگشت و الان هم از فرط تنها بودگی دیگر اصلا نمیخواهم در موردش توضیح بدهم. به همان پاراگراف اول بخندید و جویای جزییاتش نشوید!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.